نقش طرح واره هادرروابط عاطفی

یانگ مجموعه ای از طرح واره (Schema) ها را مشخص کرده است که به آنها طرح واره های ناسازگار اولیه  می گوید، در واقع طرح واره های ناسازگار اولیه الگوها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند که از خاطرات، هیجان ها، شناختواره ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند، در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند و به شدت ناکارآمدند و در سیر زندگی تداوم دارند. این طرح واره ها از طریق تعامل خلق وخوی کودک با تجربیات منفی و مداوم وی شکل می گیرند و به سازگاری فرد با خانواده یا محیطش کمک می کنند، اما طرح واره ها در دوران های بعدی زندگی ممکن است ناسازگارانه باشند، زیرا طرح واره ها انعطاف ناپذیر و در مقابل تغییر مقاوم هستند. این طرح واره ها باعث تحریک افکار خودآیند منفی و ناراحتی روانی شدیدی می شوند.
 
طرح واره ها به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود می آیند، تاکنون هجده طرح واره ناسازگار اولیه در پنج حوزه شناسایی شده است. دو عملکرد اصلی طرح واره ها  عبارتند از: تداوم طرح واره  و بهبود طرح واره . در واقع تداوم طرح واره به تمامی کارهایی اشاره دارد که فرد با انجام آنها باعث می شود که طرح واره های ناسازگار اولیه اش همچنان استمرار یابند. فرض پذیرفته شده در مدل طرح واره این است که افراد به طور ناهشیار به سمت وقایعی کشیده می شوند که باعث راه اندازی طرح واره های ناسازگار اولیه شان می شود و موقعیت ها و روابطی را بر می گزینند که طرح واره ها را تداوم می بخشند. تمایل به جلب شدن به سمت وقایعی که به طور بالقوه ناگوارند، شبیه به مفهوم فرویدی “اجبار به تکرار ” است. فرد از این جریان آگاه نیست و هیچ بینشی ندارد و به این ترتیب فرد طرح واره ی ناسازگار خود را بازآفرینی می کند.
نقش طرح واره ها در انتخاب همسر
 
 
 این بازآفرینی ها به ویژه در حوزه بین فردی آشکار می شوند، یکی از دلایل مهم تداوم طرح واره ها و به تبع آن مشکلات افراد درانتخاب همسر است. در رویکرد طرح واره درمانی این مفروضه وجود دارد که افراد بر اساس طرح واره هایشان دست به انتخاب همسر می زنند. به عبارتی طرح واره ها باعث می شوند که افراد معیارهای خاصی برای انتخاب همسر در نظر بگیرند. به عبارتی شاید بتوان معیارهای انتخاب همسر را به دو دسته تقسیم کرد: یک دسته از این معیارها بسیار منطقی جلوه می کنند. ممکن است با شنیدن این معیارها از هوشمندی و آینده اندیشی فرد لذت ببرید. اما دسته ی دیگری از معیارها در سطح غیر هشیار عمل می کنند و ماحصل طرح واره ها به شمار می روند. این معیارها زمانی در فرآیند انتخاب نقش بازی می کنند که طرح واره فعال شده باشد.
  
نقش طرح واره ها در روابط صمیمی
 
از نظر یانگ طرح واره ها تاثیر عاطفی متقابل افراد در روابط صمیمانه را تحت تاثیر قرار می دهند، این باورها به ما قابلیت پیش بینی و قطعیت می دهند و آشنا و آرام بخش هستند و ما نمی توانیم به راحتی آنها را رها کنیم، چرا که آنها دانش ما در مورد خودمان و جهان پیرامونمان را سازمان می دهند. طرح واره ها موجب سوگیری در تفسیر ما از رویدادها می شوند و این سوگیری در آسیب شناسی روابط بین فردی، از جمله روابط دختر و پسر قبل از ازدواج به صورت سوء تفاهم ها، نگرش های تحریف شده، گمانه های نادرست، هدف ها و چشم داشت های غیرواقع بینانه خود را نشان می دهند.
 
همچنین پژوهشهای چندی به بررسی رابطه ی میان طرح واره های ناسازگار اولیه با صمیمیت، نزدیکی، استحکام و سازگاری در روابط عشقی پرداخته اند و نشان داده اند طرح واره های ناسازگار اولیه با صمیمیت و سازگاری در روابط عاشقانه و زناشویی رابطه دارند و به طور معمول ماهیت ناسازگار طرح واره ها وقتی ظاهر می شود که افراد در روند زندگی خود و در تعامل با دیگران، به ویژه رابطه عشقی به گونه ای عمل می کنند که طرح واره های آنها تایید شود.
  
درمان شکست عاطفی
در شکست های عاطفی گاهی اوقات شدت عواطف چنان فرآیندهای شناختی را درگیر می کند که تکنیک های شناخت درمانی کلاسیک مثل بررسی شواهد، مزایا و معایب و گفتمان منطقی نمی تواند گره کور مشکل را باز کند. و از آنجائیکه عشق بیشتر در سطح مضمونی  پردازش می شود، بنابراین تکنیکهای کلاسیک شناخت درمانی که سطح گزاره ای  را مورد توجه قرار می دهند ممکن است نتوانند فرد را به بینش هیجانی  برسانند. چه بسیار از زبان افراد عاشق می شنویم که می گویند: می دانم که برای من فرد مناسبی نیست اما دوست دارم با او ازدواج کنم. در واقع طرح واره های افرادی که دچار شکست عاطفی شده اند روی چندان خوشی به استدلالهای منطقی نشان نمی دهند و از ویژگی نفوذناپذیری شناختی  برخوردارند.
 
با در نظر گرفتن این موضوع که همراه با شکست اندوه، ترس، افسردگی، خشم، اضطراب و درماندگی در فرد ظاهر می شود و فرد شدیدا درگیر مفهوم و معنای عشق، چرایی شکست عاطفی خود و تحمل کردن علائم مرضی پس از آن می باشد، می بایست به دنبال رویکرد درمانی متناسب با این موضوع باشیم

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *