طرح واره محرومیت هیجانی

مقاله اول

جمله ی مرتبط: هیچ کس مرا دوست ندارد

محرومیت هیجانی ( Emotional deprivation ) مثل این است که در زندگی به دنبال گمشده ای می گردید. نوعی احساس پوچی و معنا باختگی دامن گیر شما می شود. شاید بهترین تصویر برای درک محرومیت هیجانی این باشد که ببینیم کودکی که والدینش از او غافل هستند چه احساسی دارد: حس تنهایی, محرومیت و بی پناهی. حسی از غم و دلتنگی و اینکه بر پیشانی سرنوشت شما مهر تنهایی و بی پناهی زده شده است. 

 

تجاربی که منجر به شکل گیری طرح واره محرومیت هیجانی  می شوند در مقایسه با تجاربی که به شکل گیری سایر طرح واره ها دامن می زنند, گنگ تر و مبهم تر هستند. سخت بتوان رد پای این تله را در افکار پیدا کرد. دلیل آن را می توان به این موضوع نسبت داد که این طرح واره زمانی در ذهن نقش بسته است که شما هنوز قدرت تکلم نداشته اید. محرومیت هیجانی به این احساس شما دامن می زند که تا ابد تنها می مانید و به نیازهای خود دست نمی یابید و هیچ کس شما را درک نخواهد کرد.

برخی از افرادیکه این طرح واره را دارند بسیار پرتوقع می شوند. این طرح واره کیفیتی سیری ناپذیر دارد. میزان محبتی که از اطرافیان می گیرید اصلا اهمیت ندارد. به نظر می رسد که این میزان محبت دریافتی هیچ گاه شما را راضی نمی کند. از خودتان سوال کنید: آیا دیگران مرا آدم نیازمند و پرتوقعی می شناسند؟ یا اینکه خواسته های من از دیگران زیاد است؟

 

تجارب منجر به شکل گیری محرومیت هیجانی

 
 
 

تجاربی را که منجر به شکل گیری محرومیت هیجانی می شود باید در فردی جستجو کرد که مسئول محبت مادرانه به کودک است: فردی که مسئول اصلی محبت عاطفی به کودک است. هرچند در برخی از خانواده ها این نقش مادرانه بر عهده مرد است, اما در فرهنگ ما این نقش بر عهده ی زن است. اگر چه نقش پدر نیز مهم است, اما در سالهای ابتدایی زندگی کودک معمولا مادر محور اصلی دنیای روان شناختی کودک را تشکیل می دهد.

 اهمیت رابطه اولیه به این دلیل است که بعدها فرد همین الگوی ارتباطی را در زندگی تکرار می کند. و یک مادر می تواند سرنوشت فرزند خود را با رفتارش تعیین کند. همان طور که قبلا گفتیم طرح واره در انتخابهای مهم زندگی از جمله انتخاب همسر تاثیر گذارند و در زندگی افراد, صمیمی ترین روابطشان رنگ و بویی از تجارب اولیه با مادر را دارد.

اگر کودک کمتر از حد معمول از مادر محبت و عشق دریافت کند, آن گاه سرو کله ی محرومیت هیجانی پیدا خواهد شد. منظور از محبت صرفا رسیدگی به خوراک و پوشاک و نیازهای اولیه کودک نیست, این موارد لازم هست اما کافی نیست.

 و محبت این موارد را شامل می شود: در آغوش گرفتن کودک, بوسیدن,  نوازش کردن, بازی کردن با کودک, وقت گذراندن با کودک,همدلی کردن با کودک, درک کودک در شرایط بحرانیحمایت کردن از کودک و ….. 

 یشه های تحولی محرومیت هیجانی

 
 
 

همان طور که قبلا گفتیم منظور از ریشه های تحولی, سنین اولیه کودکی تا زیر سن ۹ الی ۱۱ سال است. در شکل گیری ریشه های تحولی والدین, خواهر برادرها, محیط و همسالان تاثیر به سزایی دارند اما تاثیر والدین از سایر موارد مهم تر و پررنگ تر است.

ریشه های تحولی مهم محرومیت هیجانی عبارتند از:

۱-مادر نامهربان و سرد است. کودک را به اندازه ی کافی بغل نمی کند و او را در آغوش نمی گیرد.*

۲-کودک احساس نمی کند از سوی افراد مهم زندگی اش, دوست داشته شده و ارزشمند است.

۳-مادر به اندازه ی کافی برای کودک وقت نمی گذارد و به او توجه نمی کند.

۴-مادر اصلا از نیازهای کودکش آگاه نیست. برای مادر همدلی با دنیای کودک سخت است. واقعا نمی تواند با کودک ارتباط برقرا کند.

۵-مادر نمی تواند کودک را آرام کند. بنابراین کودک نمی تواند خودش را آرام کند یا تسکین دهی دیگران را بپذیرد.

۶-والدین کودک را راهنمایی نکرده اند یا حس جهت مندی را در او تقویت نکرده اند. والد فرد مستقل و قدرتمندی نبوده است که کودک به او پناه ببرد.

*یادآور این دو بیت شعر از رهی معیری است:

درون آتش از آنم, که آتشین گل من                         مرا چو پاره ی دل,در کنار باید و نیست

به سرد مهری باد خزان نباید و هست                        به  فیض  بخشی  ابر  بهار  باید و نیست

   مقاله دوم

هرگزعشقی را که می خواهم دریافت نمی کنم

من عشقی بیش از آنچه اکنون دریافت می­کنم نیاز دارم، هیچ کس من را به خوبی درک نمی­کند، اغلب به افراد سردی جذب می­شوم که نیازهای من را درک نمی­کنند، احساس عدم وصل می­کنم حتی به نزدیکانم، هرگز فرد خاصی که من را عمیقاً دوست داشته باشد در زندگیم نداشته­ام کسی که بخواهد با من شریک شود و از من مراقبت کند و برایش مهم باشد بر من چه می­گذرد، هیچ وقت کسی که به من گوش کند نداشته­ام کسی که بتواند عمیقاً نیازها و احساساتم را بفهمد، کسی نبوده به من محبت کند ومرا گرم در آغوش بگیرد، برایم سخت است اجازه دهم دیگران مرا نصیحت کنند یا از من مراقبت کنند. هر آنچه از درون می­گیرم کافی است، برایم سخت است بگذارم دیگران مرا دوست بدارند، بیشتر وقتها احساس تنهایی می­کنم. اینها جملاتی است که معمولا در جلسات مشاور از سوی کسانی شنیده می شود که احساس می کنند هرگز عشقی را که می خواهند دریافت نمی کنند. بعد از ارزیابی ها ی اولیه آنچه به نظر می رسد این افراد با آن درگیر هستند کمبود شدید عاطفی است.

تجربه کمبود عاطفی:

توصیف این نوع کمبود، بسیار دشوار است و در واژه نمی گنجد دلیل آن هم این است که  این محرومیت از سالهای بسیار نخستین بعد از تولد آغاز می­شود یعنی زمانی که طفل حتی واژه ای برای توصیف آن نداشته است. حسی که محرومیت عاطفی به کودک می دهد این است که او برای همیشه تنها خواهد ماند و هرگز کسی به او گوش نمی­دهد و او را نخواهد فهمید.

احساسهایی که به دنبال محرومیت عاطفی تجربه می شود عبارت است: از احساس خلاء و تهی بودن، به معنی این که کودک مورد غفلت واقع شده است. احساس تنهایی، یعنی هیچ کس برای من نیست، احساس سردی و سنگینی، این حس که تنهایی و بی کسی سرنوشت مختوم فرد خواهد بود.

وقتی کودک دچار کمبود عاطفی می شود احساس می­کند از نظر عاطفی مرده است. احساس می کند به هیچ چیز و هیچ­کس نزدیک نیست، نه زن، نه مرد، نه خانواده و نه دوستان. گاهی این افراد تمایل به تخریب رابطه دارند. مهم نیست اطرافیان چقدر به آنها می­بخشند از نظر آنها هیچ چیز هیچ وقت کافی نیست. این افراد جزو کسانی هستند که دیگران فکر می­کنند خیلی پرتوقع هستند و دائم بیشتر از اندازه می­طلبند. دسته ای از این افراد گاهی با پاسخ دادن بیش از حد به نیازهای دیگران به جبران نیازهای عاطفی خود می پردازند. احساس درماندگی در رابطه ، اجازه اینکه دیگران فرد را سرکوب کنند، درگیر شدن در رابطه­هایی در آن که نمی­شود روی افراد حساب کرد همه و همه ازجمله نشانه های کمبود عاطفی است.

ریشه محرومیت عاطفی:

ریشه این مشکل درنوع رابطه با کسی است که قرار بوده در ماههای اول زندگی، کودک را از نظر عاطفی تغذیه کند یعنی مادر که دنیای مرکزی کودک است. رابطه نخستین کودک، نمونه و الگویی است برای زندگی بعدی طفل در تمام طول عمر. بعد از این اکثر رابطه­های نزدیک فرد تحت تأثیر رابطه اولیه با مادر قرار دارد. محرومیت عاطفی نشان دهنده این است که  کودک کمتر از حد لازم توجه عاطفی دریافت کرده است. و این بیانگر این است که:

۱- مادر سرد و بی­عاطفه بوده ، کودک را به اندازه کافی بغل نکرده و برای او وقت نگذاشته.

۲-مادر به کودک، احساس مورد عاطفه بودن، خاص و با ارزش بودن نداده است.

۳- مادر نیازهای کودک را نفهمیده و برآورده نکرده است. او هرگزدنیای کودک را درک نکرده، در دنیای خود غرق بوده و با کودک وصل عاطفی نداشته است.

۴- مادر کودک را به اندازه کافی تسکین نداده و کم کم کودک یاد نگرفته که خود را تسکین دهد.

۵- والدین به اندازه کافی کودک را راهنمایی نکرده اند به واقع والدین منبع هدایت برای کودک نبوده اند. و یا او به واسطه نوع رابطه ای که با والدین داشته احساس می­کند هیچ کسی که بتوان به او تکیه کرد در خانواده وجود ندارد.

محرومیت عاطفی یک تله دشوار است و به راحتی نمی­توان آنرا شناخت مگر اینکه بی­توجهی و نادیده گرفتن خیلی مشهود و زیاده از حد بوده باشد. ممکن است زمانی متوجه این تله شوید که از خود بپرسید آیا من به مادرم احساس نزدیکی می­کنم؟ آیا فکر می­کنم او مرا می­فهمد؟ آیا دوستش دارم؟ آیا گرم و عاطفی بود؟ می­توانم در مورد احساسم با او حرف بزنم؟ آیا می­تواند آنچه را می­خواهم ونیاز دارم به من بدهد؟

در نهایت این که:

در نشستهای درمانی، بسیاری از مراجعین درگیر محرومیت عاطفی، انکار می­کنند که مادری بی­توجه داشته­اند و اغلب می­گویند مادر من خیلی خوب بود. و یا من کودکی خوبی داشته­ام. ولی وقتی رابطه­های فعلی خود را توصیف می­کنند معلوم می­شود که در دام محرومیت عاطفی قرار دارند. کمبود عاطفی عمومی­ترین و ناشناخته­ ترین مشکل عاطفی است و دسترسی به آن معمولا دشوار است و به تنهایی قابل شناسایی و درمان نیست. با کمک یک درمانگر متخصص، فرد می تواند ضمن شناخت نسبت به خود، از این  دام بزرگ زندگی که یک عمر فرد را در خود اسیر کرده و اجازه چشیدن طعم عشق واقعی و با دوام را به او نمی دهد نجات پیدا می کند.

مقاله سوم

طرحواره محرومیت هیجانی

نمود معمولی طرحواره

این طرحواره در بین طرحواره های دیگر بسیار معمول تر است و ما روانشناسان با آن بسیار سر و کار داریم، اگرچه مراجعین معمولاً متوجه این امر نیستند که این طرحواره را  دارند. مراجعین با این طرحواره معمولاً زمانی که احساس تنهایی، تلخی یا افسردگی دارند، اما علت آن را نمی دانند، یا با علائمی ناشناس و مبهم که درنهایت به این طرحواره مرتبط می شود، در جستجوی درمان می باشند. این مراجعین توقع ندارند که دیگران – که شامل درمانگرشان نیز می شود – آنها را درک کرده و یا مراقبت کنند. آنها از نظر هیجانی احساس محرومیت می کنند، و ممکن است احساس کنند که به اندازه کافی مورد محبت، توجه یا احساسات عمیق ابراز شده قرار نمی گیرند. آنها احساس می کنند که کسی وجود ندارد که پشیبانی و حمایت لازم را در اختیار آنها قرار دهد. این مراجعین ممکن است دچار سوء تفاهم بوده و در جهان تنها بوده باشند. احتمال دارد که احساس شکست در عشق، تهی بودن یا ناپدید بودن داشته باشند.

سه نوع محرومیت وجود دارد:

  1. محرومیت از محبت که در آن مراجعین احساس می کنند که کسی وجود ندارد آنها را در آغوش بگیرد، به آنها توجه کند یا محبت فیزیکی به آنها داشته باشد.
  2. محرومیت از همدلی که در آن فرد احساس می کند کسی وجود ندارد که به او گوش داده یا سعی کند تا او را درک کرده و بشناسد.
  3. محرومیت از حفاظت که در آن فرد احساس می کند کسی وجود ندارد که از او مراقبت یا راهنمایی کند (حتی زمانی که آنها نسبت به دیگران بسیار مراقبت کننده و راهنما هستند).

طرح واره محرومیت هیجانی معمولاً با طرح واره از خودگذشتگی ارتباط دارد. بسیاری از مراجعینی که طرح واره از خود گذشته دارند نیز از نظر هیجانی محروم هستند.

رفتارهای معمولی که از جانب این مراجعین نشان داده می شود شامل این می شود که نیازهای عاطفی خود نسبت به دیگران را بیان نمی کنند، نیاز به عشق و آسایش خود را ابراز نمی کنند، سؤالات فراوانی از دیگران پرسیده اما در مورد خود کمتر صحبت می کنند، بیشتر از آنچه که هستند خود را قوی نشان می دهند، و از طرف دیگر با نشان ندادن نیازهای عاطفی خود، محرومیت خود را تقویت می کنند؛ چرا که این مراجعین توقع پشتیبانی عاطفی ندارند، و بنابراین به دنبال آن نیز نیستند و به همین دلیل آن را دریافت نمی کنند (و محروم تر می شوند).

تمایل دیگر مراجعین با طرحواره محرومیت هیجانی انتخاب افرادی است که نمی خواهند یا نمی توانند از نظر عاطفی نیاز آنها را ارضا کنند. آنها معمولاً افرادی سرد، کناره گیر، خودخواه یا نیازمند را انتخاب کرده و در نتیجه از نظر هیجانی بیشتر محروم می شوند. در این حال، مراجعین اجتنابی بیشتر تنها می شوند. آنها از روابط صمیمی اجتناب کرده چرا که انتظار پاسخ دهی هیجانی از آنها در هیچ حالتی را ندارند. بنابراین یا در روابط خود فاصله عاطفی را حفظ کرده و یا به طور کلی از برقراری رابطه دوری می کنند.

افرادی با این طرحواره به جبران محرومیت هیجانی خود، بیش از حد تقاضا داشته و زمانی که نیازهایشان ارضا نمی شود خشمگین می شوند. این مراجعین برخی مواقع خودشیفته می باشند. آنها در کودکی رها شده و یا محروم بوده اند و بنابراین به خود حق می دهند تا به دنبال ارضای نیازهای خود باشند. آنها معتقدند باید برای رسیدن به خواسته های خود مصمم بوده تا به آنچه می خواهند برسند. تعداد کمی از مراجعین با طرحواره محرومیت هیجانی به راه های دیگری در دوران کودکی خود رها شده اند. آنها با دریافت کالاهای مادی لوس بار می آمده اند. از قوانین رفتاری عادی پیروی نمی کرده یا به دلیل داشتن استعداد خدادادی تشویق می شده اند اما عشق واقعی را دریافت نکرده اند.

تمایل بخش دیگری از این مراجعین به این است که بسیار نیازمند جلوه کنند. برخی از آنها آنچنان نیازها و خوسته های خود را طلب می کنند که عنوان چسبنده یا درمانده و در برخی موارد نمایشی به آنها اختصاص می دهند. ممکن است شکایت های فیزیکی داشته – علائم روان تنی –  با این هدف که توجه افراد را به خود جلب کرده و کنترل آنها را دست گیرند (اگرچه این رفتار آنها معمولا به صورت ناخودآگاه صورت می گیرد).

این افراد انتظار ندارند که تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود. به طور خلاصه آنها یا از طریقتسلیم، انتخاب همسری که محرومیت هیجانی دارد و بیان نکردن خواسته هایش. انتخاب همسری که سرد و بی عاطفه است. ارتباط سرد با افراد مهم زندگی؛ عدم تشویق دیگران به خاطر ابراز محبت، یا با اجتناب، اجتناب از روابط صمیمانه با دیگران و یا از طریق جبران افراطی، برآورده ساختن نیازها و انتظارات هیجانی همسر و دوستان صمیمی و توقع غیر واقع بینانه که دیگران باید تمام نیازهای او را بر آورده کنند، به مقابله با این طرحواره می پردازند.

اهداف درمانی

یکی از اصلی ترین اهداف درمانی آگاه کردن این افراد از نیازهای هیجانی خود است. ممکن است ارضا نشدن نیازهایشان آنچنان عادی جلوه کند که حتی متوجه نباشند که مشکلی وجود دارد. یکی دیگر از اهداف درمانی پذیرش عادی و طبیعی بودن این نیازهای هیجانی است. هر کودکی نیاز به تربیت، همدلی و مراقبت دارد و به عنوان فردی بزرگسال، ما همچنان این نیازها را داریم. اگر مراجعین بیاموزند که افراد اطراف خود را به چه شیوه ای انتخاب کرده و چگونه به بهترین نحو نیازهای خود را بیان کنند، آنگاه افراد دیگر نیز پاسخ هیجانات آنها را به شیوه ای صحیح خواهند داد.

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت