بزرگ نباش

فردی که به “بزرگ نباش” دچار است، نیازمند دیگریست که بسیار به عشق تعبیر می شود. عشق ارضاء نیازهاست و اگر آن نیاز مرضی باشد، عشق حاصل از آن نیز مرضی خواهد بود. این افراد دنبال کسی میگردند که بجای آنها تصمیم بگیرد، بجای آنها مسئولیت بپذیرد، بجای او با دیگران صحبت کند، برای او برنامه ریزی کند و از او حمایت کند. فرزند اینچنین والدینی ممکن است دچار مهار بچه نباش شوند. 

چسبندگی عصبی: دو نفر با مهار بزرگ نباش و دیگری بچه نباش با زبان بدن بهم سیگنالمی دهند، بعد از ورود به رابطه در هم گیر می افتند که این یک رابطه عصبی خواهد بود و این اختلال را به نسل بعد خود هم منتقل می کنند.

زندگی پر از کامیابی و ناکامی ست. اگر می خواهیم به سمت کامیابی برویم، نیاز داریم تا مسئولیت زندگی را بپذیریم و بالغانه به سمت چیزی که می خواهیم حرکت کنیم و هیچ کس مسئول بدبختی و خوشبختی ما نیست.

اضطراب جدایی، فردیت یابی: وقتی کودک دو ساله می خواهد از مادر خود که از نظر فیزیکی و روانی وابسته است، جدا شود، دچار اضطراب خواهد شد. با غلبه به این اضطراب می توان به فردیت دست پیدا کرد. وقتی ما به بهانه اینکه فرزندمان نمی داند، نمی تواند و… به او اجازه نمی دهیم از وابستگی های ناخواسته رها شود و امکان تجربه و رشد به او نمی دهیم، فرزندمان وابسته باقی می ماند و توان تصمیم گیری را از دست می دهد و نمی تواند اضطراب 

جدایی فردیت یابی را تحمل کند.

Post Author: مدیرسایت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *