غلبه به مهار بزرگ نباش

نمی توان انتظار داشت فردی که دچار مهار بزرگ نباش است، مسئولیت بزرگ بپذیرد چون در پی پذیرفتن مسئولیت فرو خواهد ریخت. برای غلبه به این مهار، می بایست خود فرد برای تغییر اعلام آمادگی کند، هدف گذاری کند و برای رسیدن به هدف مسئولیت بپذیرد و ببیند که می تواند متناسب با سن خود عمل کند و فعالیت هایی را برای خود انتخاب کند و بطور مستقل تصمیم گیری کند و آنها را انجام دهد. (مثال: پسری که هیچ کاری جز پای کامپیوتر نشستن انجام نمی دهد و دلیل تراشی می کند تا خودش را در وضعیت کودک نابالغ رها شده از هرگونه مسئولیت نگه دارد.)

مهار بزرگ نباش ممکن است اعتراضی به نوع والد باشد و مهار وجود نداشته باش، مهار اصلی او باشد. به این معنا که عدم مسئولیت پذیری و سایر نشانه های مهار بزرگ نباش، تنها نشانه های ثانویه هستند. (مثال: فرد با مکانیزم والد گریزی و والد ستیزی با خود می گوید شما والدین بودین که باعث شدید من افسرده باشم پس من کاری نمی کنم تا بفهمید چقدر زجر کشیده ام، پس مسئولید که عذاب بکشید چون من رو در فضایی بوجود آوردید که جز اضطراب، درد، ناراحتی، خشم، ترس و بیچارگی چیزی نصیب من نشده است.)

در اکثر مواقع آن چیزی که به عنوان کمک به فرد انجام می شود، منطقی سازی موضوع است و این خودش ضربه بزرگی برای محکم کردن ساز و کارهای دفاعی فرد برای ماندن در وضعیت نامطلوب و حرکت نکردن است. (ساز و کار دفاعی یعنی از مکانیزم دفاعی ناخودآگاه خود استفاده کنم و دلیل اصلی را نبینم و با سرکوب، انکار، واکنش وارونه، توجیه و دلیل تراشی خودم را در وضعیت نامطلوب ولی امن و قابل پیش بینی نگه دارم.) برای غلبه به این مهار باید به سطح ناخودآگاه و لایه هیجانی موضوع و سطح کودک او رفت. باید نسبت به دوران کودکی بینش پیدا کرد و سپس برای حرکت به سمت تغییر باید بفهمد چه چیزی از نظر هیجانی مانع او برای رسیدن به موفقیت است.

فرد دچار مهار بزرگ نباش دوست دارد کس دیگری بجای او تصمیم بگیرد. دیکته کردن و تصمیم گرفتن بجای او خیانت به آن فرد است چون او را در جایگاه کودکی که نمی داند نگه می دارد و مهار بزرگ نباش را در او تقویت می کند. برای کمک به او باید مسئولیت پذیری در او را تقویت و اتکا را کم کرد.  

Post Author: مدیرسایت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *