عزت نفس چیست ؟

عزت نفس یا همان حرمت نفس (Self Esteem) مفهومی است که به نسبت اعتماد به نفس تعریف پیچیده‌تر و غیر قابل لمس‌تری دارد و نیاز مند ان است که زمان بیشتری و انرژی بیشتری به ویژه در خصوص تمارین مربوطه جهت افزایش ان بگذاریم.

به همین دلیل ضروری است که به سراغ یکی از بهترین منابع عزت نفس یعنی کتاب روانشناسی عزت نفس (six pillars of self esteem) نوشته ناتانائیل براندن، تعاریف مرتبط با عزت نفس مطرح شده که در این نوشته فقط به اشاره‌ای جزئی از هرکدام بسنده می‌کنیم و در این مقاله فقط به عزت نفس خواهیم پرداخت

 

ناتانائیل براندن در اولین صفحه کتاب خود در بخش مقدمه،‌ عزّت نفس را همان سلامت ذهن می‌داند. و حقیقتاً این تعبیری فوق‌العاده است.

چند تعریف از عزت نفس

تعاریف بسیار زیادر مورد عزت نفس وجود دارد که در ادامه چند مورد از انها را مرور می‌کنیم:

تعریف عزت نفس:بنا به تعریفی، عزت نفس را می‌توان باور خود توانمندی + احترام به خود دانست.

 

پایه‌های عزت نفس چیست؟

ناتانائیل براندن در کتاب روانشناسی عزت نفس خود (six pillars of self esteem) به این موضوع پرداخته که شش پایه اصلی عزت نفس چه هستند؟

در این نوشته این شش پایه به شرح زیر آمده‌اند:

  1. زندگی آگاهانه (living consciously )
  2. پذیرفتن صحیح خود (self-acceptance)
  3. مسئولیت پذیری کامل(self-responsibility)
  4. قاطعیت و توان ابراز وجود(self-assertiveness)
  5. داشتن زندگی هدفمند(living purposefully)
  6. یکپارچگی شخصیت(self-integrity)

به گفته دیگر  عزت نفس یک باور و احساس درونی مبتنی بر ارزش و لیاقت خود است. اگر بخواهیم دریک جمله عزت نفس را تعریف کنیم فردی که از عزت نفس سالمی برخورداراست این باور را در درونش دارد که :

من دوست داشتنی و ارزشمند هستم و لیاقت و شایستگی رسیدن به اهدافم را دارم

 

در مقابل فردی که عزت نفس پایین دارد همیشه ” احساس ناامنی ” میکند و در یک “دنیای ناامن ” هرگز پیشرفتی در زندگیش نخواهد داشت. نکته جالب این است که شاید شما فردی را مشاهده کنید که موفقیتهای فراوانی را با خودش حمل میکند اما باوجود موفقیتهای فراوان بیرونی و حتی ظاهر با اعتماد به نفس خود از “درون احساس بدی نسبت به خودش داشته باشد و حس بی ارزشی کند.” پایه و اساس موضوع عزت نفس در “احساس امنیت واطمینان فرد به خود و دیگران ” است ، به میزانی که شما عزت نفس بیشتری داشته باشید اعتماد و اطمینان شما به دنیای اطراف و مردمان دیگر بیشتر می گردد. فرد دارای عزت نفس بالا به همان اندازه که خودش را دوست داشتنی و ارزشمند میداند ، سایر انسانها را نیز محترم و با ارزش میداند.

 

اهمیت داشتن عزت نفس در اتفاقات روزانه زندگی  در این است که من به عنوان یک فرد با وجود داشتن عزت نفس بالا از بیان عقاید ، افکار و ارائه ایده های خود در مقابل دیگران ترسی ندارم ، به دلیل اینکه: ” به خودم اطمینان دارم و برای حرف و مطلب خودم ارزش و احترام قائل هستم و چون از درون حس اطمینان و امنیت میکنم و دیگران را همچون خودم با ارزش و دوست داشتنی می پندارم از انتقاد دیگران و قضاوتهای آنها و حتی اشتباه و خطا در برابرشان به عنوان مخاطب وحشت ندارم ، حتی اگر دیگران از حرف ها و اعمال من  من انتقاد کنند من این موضوع را در ذهن خود تبدیل به یک فاجعه نمی کنم و این دقیقا مشکل بسیاری از افرادیست که با کمبود عزت نفس مواجه هستند و به دلیل نبود حس اطمینان و امنیت درونی ، دیدگاه منفی و بدبینانه ای نسبت به قضاوت و نظر سایر افراد دارند و به خاطر همین وحشت زیاد ازانتقاد دیگران از بیان عقاید ، ایده ها و افکار خود خودداری میکنند.

 

زیرا این باور درون آنها شکل گرفته که دیگران به دنبال ایرادها و معایب آنها میگردند و اگر کمی این موضوع را ریشه یابی کنیم اینگونه افراد خودشان نیز همیشه به دنبال معایب و ایراد گرفتن از افراد مختلف هستند و یا اینکه خودشان و افکار ، ایده ها و سخنان خود را در مقابل افکار ، ایده ها و صحبتهای دیگران کمتر و پایین تر احساس میکنند و با این احساس خودکم بینی بسیاری از فرصتها و موقعیتهای زندگی را از دست میدهند.”   شاید برایتان جالب باشد که تحقیقات علمی روانشناسان به این نکته اشاره میکند که این باور اعتماد و اطمینان به دینای بیرونی بین سنین ۱٫۵ تا ۳ سالگی در ناخودآگاه کودک شکل میگیرد و کودک این باور و جهان بینی را تابزرگسالی با خودش حمل میکند اینجا نقش مادر به عنوان مهمترین فردی که بیشترین زمان را با کودک در سنین اولیه سپری میکند و احساس” مهم بودن و ارزشمند بودن” را به کودک منتقل میکند، مطرح میشود. در این مقاله که اولین مقاله از موضوع عزت نفس است به برخی از نشانه های کمبود عزت نفس اشاره میگردد با ذکر این نکته که افزایش عزت نفس در انسان به زمان ، پیگیری و پشتکار نیاز دارد ، در مقاله بعدی راهکارهای افزایش عزت نفس بیان خواهد شد : فردی که عزت نفس پایینی دارد به شدت نگرش منفی به جهان بیرونی دارد و با یک بدبینی شدید موضوعات و اتفاقات اطراف خود را تحلیل میکند ، داشتن احساس بد نسبت به وضعیت ظاهر و چهره ، لهجه ، ملیت ، مذهب ، طبقه اجتماعی و سطح تحصیلات و بیان شغل و حرفه خود و راحت نبودن با آنها از دیگر نشانه های کمبود عزت نفس است.

این فرد به شدت از قضاوت دیگران واینکه کارش مورد ارزیابی دیگران قرار گیرد ترس دارد و از این قضیه دوری میکند، گوشه گیری و انزوا و اضطراب شدید درارتباط با دیگران ( اضطراب اجتماعی ) ناشی از این باور است که فرد تصور دارد که اگر وارد جمعی بشود همه اورا زیر ذره بین گرفته اند و میخواهند معایب و ایرادهایش را پیدا کنند. چنین افرادی معمولا درجمع های دوستانه یا خانوادگی و یا حتی در برخورد با جمعهای غریبه به شدت افراد محتاط و ساکتی هستند و از ترس اینکه مبادا حرفی بزنم که مورد قضاوت دیگران قرار بگیرم یا این حرف اشتباه باشد سکوت اختیار میکنند.  (( البته بیان این نکته ضرورت دارد که اضطراب اجتماعی و انزواطلبی با موضوع درونگرایی کاملا متفاوت است.)) 

 

 

حساس و زودرنج بودن و به اصطلاح حرفهای دیگران را سریعا به خود گرفتن و متوجه خود کردن ، احساس ترس شدید در انجام کارها ، ابراز احساسات به روش انفعالی و درون ریزی احساسات و یا ابراز احساسات به صورت پرخاشگرانه و تهاجمی ، توهین ، تحقیر و تمسخر دیگران از دیگرنشانه های کمبود عزت نفس است. حس خودارزیابی بیش از حد در زندگی نشانه دیگر این مشکل است ، چنین افرادی در روابط اجتماعی خود دائما در یک جدال و گفت و گوی درونی با خود درگیر هستند که : آیا اینکارم درست بود؟؟…..این حرفی که زدم درست بود؟؟…..باید ازش تشکر میکردم.!!!.. خیلی زشت شد که بهش سلام نکردم….کاشکی دومرتبه به فلانی زنگ میزدم اینجوری آبروم رفت!!!! و دائم این قضاوت و ارزیابی بیش از حد و افراطی در زندگی شخصی و روابط اجتماعی باعث کاهش انرژی روانی و به هم ریختگی درونی میشود زیرا بعد از این گفت و گوها باید با شلاقهای منتقد درونیشان مواجه شوند، منتقدی که مارا به خاطر اشتباهاتمان با قضاوتهای سنگین و بی رحمانه مورد حمله قرار میدهد. اینکه ازدرون دائم خود را با صفات نامطلوب مثل ( بی عرضه ، بی لیاقت ، تنبل ، دست و پا چلفتی و……) مورد خطاب قرار میدهیم از نشانه های این منتقد سرسخت و کمبود عزت نفس است. کامل گرایی و احساس اینکه من به اندازه کافی خوب نیستم و کافی نیستم از دیگر نشانه های این مشکل است که درمقاله قبل در مورد کامل گرایی به طور مفصل توضیحات آن ارائه شده است.

 

قضاوت های افراطی و شدید در مورد دیگران و انتقاد کردن و ایراد گرفتن بیش از حد از شرایط و افراد از دیگر پیامدهای کمبود عزت نفس است. هر انسانی از درون دیگران را مورد قضاوت قرار میدهد و حتی ممکن است درزندگی شخصی به خاطر مشکلات و مسائل به انتقاد کردن از شرایط موجود در حد نرمال و طبیعیش بپردازد اما وقتی قضاوت در مورد دیگران بیش از حد طبیعیش باشد و به صورت انتقادهای شدید و بیرحمانه صورت گیرد قطعا نشان دهنده کمبود عزت نفس در فرد است.

احساس مهرطلبی و تشنه محبت و توجه دیگران بودن ،تایید طلبی بیش از حد، ترس از شکست ، نداشتن استقلال فکری و شخصیتی و هویت فردی دررابطه با دیگران ، ترس از بیان نظرات شخصی و بیان احساسات درونی و همچنین احساس رنجش شدید از خود به خاطر اشتباهات گذشته و احساس تقصیر و گناه به خاطر خطاهای گذشته از نشانه های اصلی کمبود عزت نفس است. ( احساس گناه و احساس شرم و خجالت از وجود خود و از آنچه که هستیم دشمنان بزرگ عزت نفس هستند.) احساس اینکه زندگی من متعلق به خودم نیست و اداره زندگی من در دست دیگریست ناشی از همین مشکل است.

این چنین افرادی همیشه در زندگی احساس بازنده بودن ، احساس قربانی و احساس اجحاف میکنند و همیشه به دنبال مقصر در اتفاقات زندگیشان هستند .چنین افرادی همیشه به دنبال یک ناجی در دنیای بیرونی اند، کسی یا چیزی در بیرون که آنها را به اهداف و آرزوهایشان برساند وبه دلیل همین حس قربانی بودن ، رو به بهانه آوردن وشانه خالی کردن از زیربار مسئولیتهای خود می آورند. فرار از چالشهای زندگی و سختی هایی که فرد باید برای رسیدن به اهداف خود داشته باشد از دیگر پیامدهای این مشکل است

 

در دنیای واقعی همیشه سختیها و چالشهای فراوانی در مسیر هدفهای ما قرار دارد که فقط با داشتن اراده و پشتکار و در بیشتر موارد سخت کوشی میتوانیم از این مشکلات عبور کنیم و کمبود عزت نفس موجب بی ارادگی فرد درمواجه با مشکلات زندگی و عبور از ترسها و تردیدهایش میشود و در عمل فرد صورت مسئله را پاک میکند و یا ازکنار آن عبور میکند.   یکی از مهمترین نشانه های کمبود عزت نفس داشتن شخصیت تظاهری و نمایشی در روابط اجتماعی است.

 

وقتی عزت نفس فرد کم باشد فرد تلاش زیادی میکند از یک ماسک اجتماعی اغراق شده در روابط خود برای تاثیر گذاشتن روی دیگران و پنهان کردن خود واقعیش استفاده کند و به دلیل اینکه تفاوت زیادی بین ” خود واقعی“  و ” خود نمایشی  وجود دارد این موضوع باعث اضطراب شدید در درون فرد میشود که مبادا دیگران به خود واقعی من پی ببرند. خود بزرگ بینی و حالت از خودراضی بودن و فقط نظر و عقیده و خواسته خود را به حق دانستن و به صورت خودخواهانه دیدن و نظرات و عقاید دیگران را بی ارزش دانستن نشانه دیگر این مشکل است ، و این میل به خود بزرگ بینی و خودخواهی کاملا متفاوت است با خودباوری و خوددوستی ای که هم با خودش دیگر دوستی می آورد و هم ارزشها و نظرات و خواسته های دیگران رعایت شده و به آنها احترام گذاشته میشود. در پایان از شما خوانندگان محترم به خاطر خواندن مقاله تشکر میکنم و تقاضا دارم درصورتی که با هرکدام از موارد اشاره شده ارتباط برقرار کردید با خودشناسی و بررسی رفتارها ، افکار و احساسات خود این موضوع را درزندگی شخصی و اجتماعی خود بررسی نمایید ،اطمینان داشته باشید که هر فردی میتواند با تلاش و کوشش و اراده ، حس اطمینان و ارزشمندی را در خود ایجاد نموده و عزت نفس خود را افزایش دهددرمقاله بعدی به روشها و راهکارها موثر و کاربردی جهت افزایش عزت نفس اشاره می کنیم.

 

 

 

Post Author: مدیرسایت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *