طرحواره درمانی چیست

طرحواره درمانی یکی از درمان‌های نسبتاً جدید است که در اصل برای درمان بیماران مبتلا به اختلال‌های شخصیت، علی‌الخصوص بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی طراحی شده است. این درمان توسط دکتر جفری یانگ ابداع شده است. دکتر یانگ با هدف یکپارچه‌گری درمان‌های روانکاوی، روابط شیء، گشتالت‌درمانی، درمان شناختی رفتاری و سازنده‌گرایی، طرحواره درمانی را ابداع کرده است.

 

سنگ بنای طرحواره درمانی

در طرحواره درمانی سه مفهوم کلیدی وجود دارد که در واقع سنگ بنای آن محسوب می‌شوند. این مفاهیم عبارت‌اند طرحواره‌های ناسازگار اولیه، سبک‌های مقابله‌ای و ذهنیت‌های طرحواره‌ای.

الف )  طرحواره‌های ناسازگار اولیه

طرحواره‌ به معنای چارچوب و قالب است. فرض کنید شما با شئ عجیبی روبرو شده‌اید که قبلاً آن را ندیده‌اید و هیچ چیز خاصی درباره آن نمی‌دانید. شما کنجکاوی به خرج می‌دهید و به آن نزدیک می‌شوید، به آن دست می‌زنید، و سعی می‌کنید بفهمید آن شئ عجیب از چه چیزی ساخته شده است. در حین اینکه شما در حال بررسی آن هستید اطلاعاتی را که از این طریق بدست می‌آورید در ذهن خود ذخیره می‌کنید یا به عبارت دیگر در ذهن خود یک طرحواره درباره آن می‌سازید.

 

بنابراین طرحواره شامل اطلاعات خاصی است که درباره دنیای اطراف خود داریم. در طرحواره درمانی به طرحواره‌هایی توجه می‌شود که در ابتدای زندگی در خانواده و در نتیجه ارتباط با والدین به وجود می‌آیند. اگر والدین رفتارهای مناسبی داشته باشند و نیازهای هیجانی مانند نیاز به دلبستگی ایمن را در کودک به خوبی برآورده کنند این طرحواره‌ها شکل می‌گیرند.

 

به عنوان مثال یکی از نیازهایی که هر کودکی دارای آن است این است که والدین به صورت باثبات و قابل پیش‌بینی در دسترس او باشند. اما اگر والدین به هنگامی که کودک به آنها نیاز دارد در دسترس نباشند و کودک نتواند پیش‌بینی کند که چه زمانی نیازهایش برآورده می‌شود در او طرحواره‌ی بی‌اعتمادی شکل می‌گیرد. وقتی طرحواره‌ای شکل بگیرد مبنای تفسیر دنیا و اطلاعاتی می‌شود که دریافت می‌کنیم. به همین خاطر کسی که طرحواره‌ی بی‌اعتمادی دارد گمان می‌کند که همه آدمها قصد سوءاستفاده از او را دارند.

 

جهت اطلاع بیشتر در خصوص طرحواره ناسازگار اولیه روی این لینک کلیک کنید

 

ب ) سبک‌های مقابله‌ای

هر طرحواره‌ای بر اساس بدرفتاری‌ها و عدم ارضای نیازهای هیجانی اساسی شکل می‌گیرد بنابراین همراه با درد و ناراحتی زیادی همراه است.  بعد از شکل گیری ممکن است طرحواره در موقعیت‌های مختلفی فعال شود و وقتی فعال می‌شود همان ناراحتی و درد هیجانی اولیه را بازتولید می‌کند. در نتیجه فرد تصمیم می‌گیرد به هر طریقی که شده ناراحتی خود را کاهش دهد. به روشهایی که فرد برای کاهش ناراحتی و درد هیجانی خود استفاده می‌کند سبک‌های مقابله‌ای گفته می‌شود. این سبک‌ها عبارت‌اند اجتناب، تسلیم و جبران افراطی.

سبک مقابله‌ای اجتناب

وقتی فرد از سبک مقابله‌ای اجتناب استفاده می‌کند طوری رفتار می‌کند که طرحواره هیچ گاه فعال نشود. مثلا از روابط صمیمی که ممکن است باعث طرد شدن وی شود اجتناب می‌کند، به مشروب و مواد مخدر رو می‌آورد یا درگیر روابط جنسی بی‌بند و بار می‌شود.

سبک مقابله‌ای تسلیم

وقتی شخصی از تسلیم استفاده کند طوری زندگی می‌کند که انگار طرحواره‌هایش حقیقت مسلم هستند. مثلا کسی که طرحواره‌ی رهاشدگی دارد دقیقاً به گونه‌ای رفتار می‌کند که مستحق طرد شدن باشد.

سبک مقابله‌ای جبران افراطی

گاهی اوقات فرد تصمیم می‌گیرد که طرحواره‌های خود را جبران کند. مثلا کسی که طرحواره بی‌اعتمادی دارد برای جبران آن بدون در نظر گرفتن شرایط به همه اعتماد می‌کند و از این رو دقیقاً مخالف طرحواره خود عمل می‌کند.

 

ذهنیت‌های طرحواره‌ای

وقتی یک طرحواره فعال می‌شود و فرد از سبک مقابله‌ای خاصی استفاده می‌کند در حالتی قرار می‌گیرد که به آن ذهنیت گفته می‌شود. بنابراین منظور ما از ذهنیت حالتی است که فرد همین اکنون در آن قرار دارد. این ذهنیت‌ها عبارت‌اند از ذهنیت‌های کودکانه، والد ناکارآمد، مقابله‌ای و بزرگسال.

تکنیک‌های طرحواره درمانی

در طرحواره درمانی برای تغییر طرحواره های ناسازگار اولیه و سبکهای مقابله‌ای از تکنیک‌های مختلفی شامل تکنیک‌های شناختی، تجربه‌ای و رفتاری استفاده می‌شود.

تکنیک‌های شناختی

طرحواره درمانی با استفاده از تکنیکهای شناختی سعی می‌کند بیمار را به این سمت هدایت کند که طرحواره‌ها غلط هستند. به عبارت دیگر به فرد کمک می‌کند که طرحواره‌ها را ببرد زیر سوال. آنها را به عنوان فرضیه‌ای در نظر بگیرد که درستی آنها را باید بررسی کرد. یکی از این تکنیکها بررسی شواهد تأیید کننده و رد کننده طرحواره است.

تکنیک‌های تجربه‌ای

وقتی بیمار متوجه شود که طرحواره‌های او غلط هستند درمانگر از تکنیک‌های تجربه‌ای استفاده می‌کند تا در سطح هیجانی نیز طرحواره‌ها را شکست دهد. مهمترین تکنیک این مرحله، تصویرسازی ذهنی است. با تصویرسازی ذهنی بیمار خاطرات دردناک دوره کودکی خود را مجسم می‌کند و درمانگر به او کمک می‌کند تا تأثیر این خاطرات دردناک به حداقل برسد.

تکنیک‌های رفتاری

در این مرحله درمانگر از بیمار می‌خواهد الگوها و عادات رفتاری خود را بر مبنای طرحواره‌های او بوده است تغییر دهد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *