طرحواره ی انزوای اجتماعی/بیگانگی

” وصلۀ ناجور هر جمعی هستم”

طرحواره ی انزوای اجتماعی/بیگانگی

 

افرادی که دارای طرحواره ی انزوای اجتماعی/بیگانگی هستند این باور در ذهن آن ها نقش بسته است که با بقیه افراد خیلی فرق دارند. آن ها به هیچ گروهی، احساس تعلق خاطر نمی کنند. بیشتر احساس می کنند منزوی شده اند. هر کسی که احساس کند متفاوت از دیگران است ممکن است این طرحواره در ذهن او شکل بگیرد، مانند افراد خیلی باهوش، اعضای خانواده های مشهور، افرادی که خیلی زیبا یا خیلی زشت هستند، مردان و زنان هم جنس باز، اقلیت های قومی، کودکان الکلیک، بازماندگان حوادث آسیب زا، افراد مبتلا به ناتوانی های جسمی، کودکان یتیم و بی سرپرست و افرادی که متعلق به طبقات اقتصادی خیلی بالا یا خیلی پایین اجتماع هستند.

رفتارهای معمول افرادی که گرفتار این طرحواره ها هستند عبارت است از در حاشیه ماندن یا اجتناب از وارد شدن به گروه ها. این افراد به فعالیت های تمایل دارند که مستلزم گوشه گیری و تنهایی است. اغلب افرادِ تنها، این طرحواره را دارند. افرادی که این طرحواره را دارند ممکن است بخشی از یک خرده فرهنگ باشند، امّا با این حال ممکن است احساس گناه کند که از اجتماع بیگانه شده است. افراد ممکن است احساس کنند که با تمام گروه ها بیگانه اند. برخی از آن ها ممکن است روابط صمیمی اندکی داشته باشند یا این که تقریباً روابطشان را با تمام افراد قطع کرده باشند.

ریشه های تحوّلی طرحواره ی انزوای اجتماعی/بیگانگی

دلایل زیادی وجود دارد که باعث می شود در دوران کودکی احساس کنید متفاوت هستید یا هیچ کس از شما خوشش نمی آید. گاهی اوقات برخی دلایل باعث می شوند که نسبت به سایر بچّه ها احساس حقارت کنید. ممکن است دیگران شما را مسخره کرده اند یا باعث اذیّت شما شده اند. افراد به دلایل زیادی، مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفته اند. به برخی از این دلایل اشاره می کنیم:

جسمی: چاقی، لاغری، قدکوتاه، قدبلند، ضعیفی، زشتی، ناتوانی، کوچک یا بزرگ بودن اندام بدن، بلوغ دیررس، بلوغ زودرس، ناتوانی جسمی، معلولیت.

ذهنی: ناتوانی در یادگیری، لکنت زبان، مشکلات عاطفی، افت تحصیلی، مطالعه ی زیاد.

اجتماعی: سردمهری، بی عاطفه گی، بی تجربه گی، نادلچسبی، ناتوان در شروع رابطه.

کودکانی که تحت این شرایط زندگی می کنند، ممکن است طرحواره ی انزوای اجتماعی/ بیگانگی در ذهن شان نقش ببندد:

– کودکی که به دلیل ویژگی های ظاهری خود(مثل قیافه، قد و لکنت زبان)، نسبت به همسن و سال های خود، احساس حقارت می کند. بچه ها او را دست می اندازند، مسخره می کنند یا حتی به خاطر این ویژگی های ظاهری باعث آزار او می شوند.

– خانواده ی کودک با همسایه ها و اطرافیان خیلی فرق دارد. – کودک با سایر بچه ها و حتی با اعضای خانواده خیلی فرق دارد.

– در دوره ی کودکی آرام و گوش به فرمان بوده و طبق انتظارات دیگران رفتار می کرده است و هیچ گاه به علائق خودش اهمیت نمی داده است. در بزرگسالی هم احساس می کند اصلاً در روابط اجتماعی، عددی به حساب نمی آید.

منابع

یانگ، جفری؛ کلوسکو، ژانت. (۱۳۹۵). زندگی خود را دوباره بیافرینید(ترجمه ی حسن حمید پور، الناز پیرمرادی و ناهید گلی زاده). تهران: انتشارات ارجمند. (تاریخ انتشار به زبان اصلی۱۹۵۰).

یانگ، جفری؛ کلوسکو، ژانت و مارجوری، ویشار. (۱۳۸۶). طرحواره درمانی(ترجمه ی حسن حمیدپور و زهرا اندوز). تهران: انتشارات ارجمند. (تاریخ انتشار به زبان اصلی۱۹۵۰).

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت