طرحواره ی ایثار

“من بسیار دلسوز و غمخوارم”

طرحواره ی ایثار

افرادی که دارای طرحواره ی ایثار هستند، به ارضای نیازهای دیگران توجه دارند، به گونه ای که نیازهای خودشان را فدا می کنند. آن ها به این دلیل این کار را انجام می دهند که می خواهند از درد و رنج دیگران جلوگیری کنند، چون از طرفی معتقدند این کار درست است و از طرف دیگر نمی خواهند احساس گناه و خودخواهی کنند. ایثار، اغلب در ارتباط با افراد مهم زندگی رخ می دهد و بیماران معتقدند اطرافیان آن ها، انسان هایی نیازمندند. طرحواره ی ایثار اغلب پیامد چیزی است که ما به آن “خلق و خوی بی نهایت دلسوز و غمخوار” می گوییم، یعنی حساسیت زیاد به رنج و درد دیگران. برخی از این افراد، آن قدر نسبت به درد روانی دیگران حساسند که انگیزه ی زیادی برای تسکین یا جلوگیری از آن پیدا می کنند. آن ها نمی خواهند کاری انجام دهند که باعث درد و رنج دیگران شوند. مولفه ی اصلی طرحواره ی ایثار، مسئولیت پذیری افراطی نسبت به دیگران است. افرادی که طرحواره ی ایثار دارند، رفتارهای خاصی نشان می دهند مثل گوش دادن به درد دل دیگران به جای صحبت کردن درباره ی خودشان، مراقبت از دیگران، مشکل در انجام کار برای خودشان، متمرکز شدن بر نیازهای دیگران، احساس ناراحتی هنگام توجه کردن به خودشان، درخواست غیرمستقیم چیزی به جای این که مستقیماً آن را از دیگران بخواهند.

ریشه های تحوّلی طرحواره ی ایثار

– اگر از خواسته ها و اوامر والدین اطاعت نمی کردند، گوشمالی سختی می خوردند.

– اگر گاهی اوقات در مقابل خواسته ها و اوامر والدین مخالفت می کردند، به کودک بی اعتنایی می کردند یا رابطه شان را با کودک قطع می کردند.

– والدین این کودکان در دوره ی کودکی به آن ها هیچ حق انتخابی نمی دادند.

– از آنجا که پدر و مادر کودکان حضور فیزیکی نداشتند یا افراد بی قابلیتی بودند، بنابراین نگهداری و مراقبت از اعضای خانواده روی دوش آن ها افتاده بود.

– کودکان همیشه سنگ صبور مشکلات والدین بوده اند.

– اگر کودکان در برابر اوامر و خواسته های والدین می ایستادند، در کودکان احساس گناه ایجاد می کردند و کودک را خودخواه و بی فکر می دانستند.

– والدین(یا یکی از آن ها) حلال مشکلات همه بودند. آن ها تمام فکر و ذکرشان رفع نیازهای دیگران بود و به نیازهای خودشان توجه نمی کردند.

– در سن کودکی هیچ گاه احساس نکرده اند نیازها و حق و حقوقی دارند. – به دلیل افسردگی یا نگرانی پدر و مادرشان، در سن کودکی مدام مراقب گفتار و رفتارشان بوده اند که مبادا آن ها را برنجانند.

– اغلب از دست والدین خود عصبانی بوده اند، زیرا مثل سایر والدین به آن ها آزادی نمی دادند.

منابع

یانگ، جفری؛ کلوسکو، ژانت. (۱۳۹۵). زندگی خود را دوباره بیافرینید(ترجمه ی حسن حمید پور، الناز پیرمرادی و ناهید گلی زاده). تهران: انتشارات ارجمند. (تاریخ انتشار به زبان اصلی۱۹۵۰).

یانگ، جفری؛ کلوسکو، ژانت و مارجوری، ویشار. (۱۳۸۶). طرحواره درمانی(ترجمه ی حسن حمیدپور و زهرا اندوز). تهران: انتشارات ارجمند. (تاریخ انتشار به زبان اصلی۱۹۵۰).

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت