خودآگاهی و هوش هیجانی

خودآگاهی و هوش هیجانی

خودآگاهی دارای مفهومی روشن از شخصیت، شامل تواناییها، ضعفها، افکار، باورها، انگیزه ها و احساسات می باشد. خودآگاهی به شما این امکان را می دهد که بتوانید دیگران را درک کنید، بفهمید شما را چگونه می بینند ، و طرزفکر و واکنشهای خود به آنها را در لحظه دریابید.

چرا باید خودآگاهی را پرورش دهیم؟

خودآگاهی یکی از ویژگی های هوش هیجانی و عامل مهمی در نیل به موفقیت است . چنانچه خودآگاهی خود را پرورش دهید ، این توانایی ا را خواهید داشت که تغییراتی در افکار و تفسیرهای ذهنی تان بوجود آورید. تغییر در تفسیرهای ذهنی به تغییر در هیجانات منجر می شد.

خودآگاهی اولین گام در تسلط بر زندگی تان است. جایی که توجه، هیجان ، واکنش ، شخصیت و رفتارتان را برآن متمرکز می کنید، تعیین می کند در زندگی به کجا می روید. خودآگاه بودن به شما امکان می دهد که ببینید افکارو احساساتتان شما را به کجا می برند. همچنین به شما این امکان را می دهد که افکار، احساسات، و رفتارتان را مدیریت کنید و تغییراتی را که مایلید ، بوجود آورید. مادامیکه در لحظه از افکار، هیجانات ، کلام و رفتارتان آگاه باشید، در ایجاد تغییرات درمسیر زندگی تان با مشکل روبرو نخواهید بود.

خودآگاهی در روابط:

روابط چه در محیط کار یا درزندگی شخصی ،تا زمانی که آشفتگی عاطفی وجود نداشته باشد، کاری ساده است. وقتی بتوانید تفسیرذهنی تان از وقایع را تغییر دهید، قادر خواهید بود که احساستان را تغییر داده ودرکیفیت عاطفی رابطه تحول ایجاد کنید،  و در نتیجه راه را برایجاد امکانات تازه ای در زندگی بگشایید. داشتن فهم روشنی از الگوهای فکری و رفتاری، به شما کمک می کند دیگران را درک کنید. این توانایی درک، بر امکانات روابط حرفه ای و شخصی بهتر تاکید دارد.

توسعه خودآگاهی :

خودآگاهی از طریق تمرین در تمرکز بر جزییات شخصت و رفتار گسترش می یابد. این کار را با کتاب خواندن نمی توان آموخت. وقتی کتاب می خوانید ، توجهتان بر ایده های مفهومی کتاب متمرکز می گردد. در این حالت رفتار ، احساس و شخصیتتان را تمرین می کنید، نه اینکه به آنها توجه داشته باشید.

فکر کردن به یادگیری خودآگاهی و حضور گسترده داشتن در لحظه مانند یادگیری رقص است.  وقتی مشغول آموختن رقص هستیم ، به این که چگونه و کجا پاهایمان را حرکت دهیم ، به حرکت دستها و بدنمان، توجه داریم. رقصنده نیاز به آگاهی از حرکت بدنش دارد و این کار با خواندن میسر نیست، باید به آن عمل کرد. خودآگاهی یعنی رسیدن به درکی که از بیان افکار ، احساسات، و رفتارتان بدست می آورید. وقتی به خودآگاهی بیشتر می رسید بطور غریزی شروع به دیدن جنبه هایی از شخصیت خود و رفتارتان می شوید که پیش از این متوجهشان نبودید. می توانید در واکنش هیجانی خشم خود، متوجه افکار و عواملی که این واکنشها را برمی انگیزانند، شوید. همچنین متوجه لحظاتی میشوید که می توانید تفسیر ذهنی تان راتغییر دهید، یا آنچه را بدان فکر می کنید، باور نکنید. در این آگاهی بالنده ، فرد بطور غریزی انتخابهای بهتری در فرایند تفکرش انجام می دهد.

تاریخچه خودآگاهی :

مطالعه روانشناختی خودآگاهی را می توان از ۱۹۷۲ ردیابی کرد. زمانی که دو روانشناس ” شلی دووال و رابرت ویکلند” ، تئوری خودآگاهی را طرح کردند. آنها بیان کردند که : وقتی ما توجهمان را برخود متمرکز می کنیم، رفتار فعلی مان را با استانداردها و ارزشهای درونی مقایسه می کنیم. در اصل آنها خودآگاهی را به عنوان مکانیسم اصلی خودکنترلی در نظر گرفتند. دانیل گلمن در کتاب هوش هیجانی، خودآگاهی را ” دانستن حالتهای درونی ، ترجیحات، تواناییهای عملی و شهودی ” بیان می کند. این تعریف تاکید بیشتری بر توانایی دیدن دنیای درونی ، افکار و هیجانات به محض برانگیخته شدن ، دارد.

قضاوت نکردن جزء اساسی خودآگاهی است . همانطور که متوجه می شویم در درون ما چه اتفاقی در حال وقوع است ، آنها را به عنوان بخش جدایی ناپذیرانسان بودن تصدیق می کنیم و می پذیریم، به جای آنکه به خودمان بخاطر وجودشان سخت بگیریم( اگر تا کنون به خودتان ” باید ، نباید ” گفته باشید، منظورم را متوجه می شوید).

فراتر از این ، خودآگاهی چیزی فراتر از انباشت صرف آگاهی در مورد خودمان است. خودآگاهی یعنی توجه کردن به حالات درونی خود با گشودگی ذهنی و روانی است . ذهن ما در ذخیره اطلاعات در باره چگونگی واکنش به یک واقعه خاص برای ساخت طرحی کلی از زندگی عاطفی مان ، بی نهایت مهارت دارد. چنین اطلاعاتی غالبا ذهنمان  را در واکنش نشان دادن به شیوه ای خاص در مواجهه با حادثه ای مشابه در آینده، شرطی می سازد. خودآگاهی اجازه می دهد که ازاین شرطی شدن ها و پیشگویی های ذهنی ، که میتوانند اساس آزادی ذهن از آن را شکل دهند، آگاه باشیم .

چرا خودآگاهی اهمیت دارد؟

بنابرگفته گلمن، خودآگاهی، سنگ زیربنای هوش هیجانی است . توانایی دیدبانی لحظه به لحظه هیجانات و افکار، کلید درک بهتر خود، در صلح بودن با خود ، و فعالانه مدیریت کردن افکار ، هیجانات و رفتار است. بعلاوه افراد خودآگاه برای قرار گرفتن در سلامت روانشناختی تمایل دارند به جای واکنش منفعل، کنش هوشیارانه و مهربانی بیشتری رفتار می کنند.

تحقیقات زیادی انجام شده که نشان می دهند ” میزان خودآگاهی رابطه مستقیمی با موفقیت کلی دارد”.

چرا خودآگاهی آسان نیست؟

همواره این سوال مطرح است که چراوقتی خودآگاهی اینقدر اهمیت دارد ، بدست آوری آن اینقدر سخت است؟ آشکارترین پاسخ این است که بیشتر وقتها ما درزمان حال حضورنداریم. به عبارت دیگر ، ما حضور نداریم که بتوانیم به این که چه چیزدر درون و اطراف ما درحال رخ دادن است ، توجه کنیم. روانشناسان دریافته اند که تقریبا ۵۰% کارهایی که انجام می دهیم اتوماتیک و ناهشیاراست. یعنی نسبت به این که چه کاری انجام می دهیم، یا چه احساسی داریم، ناهشیار هستیم. ذهنمان همه جا مشغول است بجز اینجا و اکنون. علاوه براین ذهن همیشه سرگردان ما، تعصبات شناختی متعددی نیزدارد که بر توانایی داشتن  درک دقیقی از خود، اثر می گذارد. به عنوان مثال ، تایید تعصب آلود می تواند ما را درجمع آوری اطلاعات بنحوی که حادثه را آنطورکه می خواهیم تفسیر کند، فریب دهد.

پنج راه برای توسعه و پرورش خودآگاهی :

  • برای خود فضایی ایجاد کنید: وقتی در اتاقی بدون پنجره هستید، واقعا سخت است بتوانید جیزی را به وضوح ببینید. فضایی که برای خود ایجاد می کنید مثل شکاف روی دیوار است که امکان ورود نور را فراهم می کند. اول صبح یا شب نیم ساعت قبل از خواب فضایی برای خود ایجاد کنید . با خودتان وقت بگذرانید. کتاب بخوانید ، بنویسید، مراقبه انجام دهید، و با خودتان ارتباط برقرار کنید.
  • حضور در لحظه (مایند فول نس) را تمرین کنید: حضور در لحظه کلید خودآگاهی است . جان کبات ذن مایندفول نس را اینگونه تعریف می کند ” توجه کردن به شیوه ای خاص، هدفدار، در زمان حال و بدون قضاوت”. در طی تمرین مایند فول نس بیشتر با خود ارتباط برقرار می کنید. بنابراین می توانید در لحظه حاضر باشید تا ببینید چه چیز دردرون و اطراف شما در حال رخ دادن است. این به معنای توجه کردن به حالات درونی تان است، همانطور که بروز می کنند. می توانید حضور در لحظه را هر زمانی انجام دهید. حضور در لحظه در شنیدن، خوردن، یا راه رفتن.
  • دفتر خاطرات بنویسید: نوشتن نه تنها به ما در پردازش افکارمان کمک می کند، بلکه باعث می شود احساس کنیم در ارتباط و صلح با خود هستیم. نوشتن همچنین همانطورکه افکارتان را برروی کاغذ به پرواز درمی آورید، سرفصل های بیشتری ایجاد می کند. تحقیقات نشان داده اند نوشتن چیزهایی که سپاسگزارشان هستیم، یا حتی نوشتن اموری که با آنها درگیر هستیم، شادی و رضایت را افزایش می دهد. شما همچنین می توانید از دفتر خاطرات برای یادداشت حالتهای درونی خود استفاده کنید. این را در خانه انجام دهید ( یک نیمروز در آخر هفته را انتخاب کنید ، به دنیای درون خود توجه دقیق کنید، چه احساسی دارید، به خودتان چه می گویید، و از آنچه هر ساعت مشاهده می کنید یادداشت بردارید. ممکن است از آنچه می نویسید متعجب شوید.
  • تمرین کنید که شنونده خوبی باشید: شنیدن با گوش کردن متفاوت است . شنیدن حضور داشتن و توجه کردن به هیجانات ، حرکات و زبان بدن دیگری است . در مورد نشان دادن همدلی و درک کردن بدون قضاوت و ارزشگذاری است . وقتی شنونده خوبی شدید ، بهتر می توانید به صدای درون خود توجه کنید و دوست بهتری برای خود باشید.
  • چشم اندار متفاوتی بدست آورید: برای بدست آوردن بازخورد از دیگران درمورد خود سوال کنید. گاهی ما می ترسیم بپرسیم دیگران در مورد ما چه نظری دارند. بله درسته گاهی اوقات بازخوردها ممکن است از روی تعصب ، یا عدم صداقت باشد، اما هرچه بیشتر از خود و دیگران بدانید، بیشترقادر خواهید بود بین گفتاری که براساس حقیقت و یا حسادت است، فرق بگذارید وبین آنها توازن برقرار کنید. همه ما نقاط مبهم و ناشناخته ای داریم که بدست آوردن چشم اندازی متفاوت کمک می کند تصویر کاملتری از خود بدست آوریم.

خودآگاهی به عنوان بنیادی ترین موضوع مسلم در روانشناسی ، موضوعی وسیع و بغرنج است . به عنوان انسان ممکن است اگر چنین مقصدی داریم ، هرگز به درک کاملی از خود نرسیم. اما شاید این سفری اکتشافی از درک و تبدیل شدن به خودمان باشد که ارزش زندگی را به ارمغان بیاورد. 

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت